مديريت آموزش و پرورش را شخم نزنيد
چه كسي وزير آموزش و پرورش مي شود؟ به جاي اين سوال، بايد پرسيد: وزير آموزش و پرورش دولت روحاني قرار است چه بكند يا چه بايد بكند؟ در پاسخ به اين سوال جواب حاضر و آماده اين است: به حقوق فرهنگيان را افزايش دهد... بودجه كافي براي آموزش و پرورش بگيرد... اقتصاد آموزش و پرورش را سامان دهد... جايگاه آموزش و پرورش را ارتقا دهد... منزلت معلمان را بيفزايد و معيشت آنان را بهبود بخشد و... متاسفانه اين مطالبات، بسيار كلي و مبهم است و خصلت برنامه يي ندارد و حتي اگر وزير آينده همه اين مطالبات را چشم بسته امضا كند، براي او تعهد آور نيست. اكنون كه اغلب فرهنگيان با رييس جمهور منتخب، احساس همدلي مي كنند، به جاي توقف روي اسامي خاص يا طرح مطالبات كلي و انشاگونه، بهتر است با پالايش مطالبات خام و نزديك كردن آنها به برنامه، به دولت جديد و وزير جديد كمك كنند. لازم نيست برنامه پيشنهادي، مثلا10 فصل و 50 بند داشته باشد. پيشنهاد هاي ما مي تواند تنها دو سطر اما واقعا در قالب برنامه باشد. در كنار دسته يي از همكاران كه دغدغه صنفي يا آموزشي، آنها را به اظهارنظر و تكاپو وا داشته، بخش گسترده و تاثيرگذار جامعه فرهنگيان دنبال اين هستند كه چه كساني جايگزين مديران فعلي مي شوند؟ بعضي هم از همين حالااسب خود را براي رياست زين كرده اند. فراواني پست هاي مديريتي آموزش و پرورش و رقابت و نزاع بر سر آنها، يكي از مشكلات بزرگ اين وزارتخانه به ويژه در مناطق دور از مركز است. آموزش و پرورش علاوه بر ادارات كل استان ها، بيش از 720 منطقه دارد. اگر به طور متوسط هر منطقه فقط 10 و هر اداره كل 15 پست سازماني داشته باشند، با احتساب پست هاي ستادي بين 7500 تا هشت هزار پست مديريتي در اين وزارتخانه موجود است. تازه اينها بدون احتساب پست مديريت مدارس است كه در شهرستان ها و بخش ها و حتي در شهرهاي بزرگ، جاذبه زيادي براي متقاضيان دارد. خبرهايي كه از برخي شهرستان ها مي رسد، حاكي است كه گروه هاي مختلفي اعم از اصولگرا و اصلاح طلب و ميانه، با تشكيل جلسات خصوصي و عمومي، ضمن تاكيد بر اينكه دنبال سهم از دولت جديد نيستند، ليست هايي را تهيه كرده و انتظار دارند كه با آمدن وزير جديد، عزل و نصب هاي اداري طبق ميل آنها انجام شود و حق به حقدار برسد! معمولاهر هشت سال يك بار با روي كار آمدن رييس جمهور زلزله يي 8 ريشتري در آموزش و پرورش اتفاق مي افتد. در اواخر دهه 60، با روي كار آمدن نجفي، مديران چپگرا كه عمدتا اعضا يا هواداران انجمن اسلامي معلمان بودند، كنار رفتند و برخي كنار گذاشته شدند. حسين مظفر در سال 76، تعداد زيادي از مديران آموزش و پرورش را عزل كرد. بخشي از اين عزل و نصب ها ناشي ازاختلاف ديدگاه هاي سياسي حسين مظفر با محمدعلي نجفي و گروه كارگزاران سازندگي بود. مقطع سوم عزل و نصب هاي مديريتي در دوره وزارت محمود فرشيدي، اتفاق افتاد. اين عزل و نصب ها نسبت به دو تصفيه قبلي، گستردگي و عمق بيشتري داشت. تا جايي كه پاره يي از رسانه ها، آن را به شخم زدن مديريت آموزش و پرورش تشبيه كردند. عزل و نصب هاي مديران آموزش و پرورش صرفا از تمايل و اراده وزير پيروي نمي كند و عوامل متعددي مانند تمايلات استاندار، فشار نمايندگان مجلس در استان و شهرستان، نظر مقامات ذي نفوذ محلي، دسته بندي هاي قومي و قبيله يي و... در آن دخالت دارند. مفهوم سياسي اين عزل و نصب ها ناچيز است و اغلب نوعي جابه جايي بين گروه ها و دسته بندي هاي رقيب محسوب مي شود. نتيجه آن عدم انباشت تجارب مديريتي، دوباره كاري، متوقف شدن كارها حداقل به مدت 6 ماه، ورود خيل عظيمي از نيروهاي غير متخصص به آموزش و پرورش و... است. كار درست اين است كه اين چرخه عزل و نصب متوقف شود و چه بهتر كه دولت روحاني اين روند را متوقف كند. پست هاي مديريتي را بايد به دو گروه سياسي و تخصصي تقسيم كرد. با هر انتخاباتي طبيعي است كه وزير و كمتر از 10 مدير تعويض شوند، اما تغيير مديران متخصص، بايد تابع سازوكارهاي اداري باشد و ربطي به رفتن و آمدن وزير پيدا نكند. كار ديگري كه معمولاوزراي آموزش و پرورش در ابتداي هر دوره انجام مي دهند و بايد متوقف شود، تغييرات در ساختار وزارتخانه است. وزرا برخي معاونت ها را در هم ادغام و معاونت ها و ادارات كل جديد ايجاد مي كنند. اين تغييرات ساختاري معنا و مفهوم خاصي ندارد وگاهي با هدف ايجاد پست براي افراد متقاضي صورت مي گيرد. وسوسه ديگر وزراي آموزش و پرورش اجراي پروژه هاي پر سرو صداست كه با رفتن آنها متوقف مي شود. نجفي، طرح نظام جديد متوسطه را اجرا كرد و مدارس نمونه مردمي را بنا نهاد. كار بزرگ دوره مظفر تاسيس شوراهاي دانش آموزي و بيدار كردن مطالبات معيشتي معلمان بود. مرتضي حاجي معاونت پرورشي را در معاونت آموزشي ادغام كرد. فرشيدي مطالبات صنفي معلمان را بد مديريت كرد و اتفاقات ميدان بهارستان رخ داد. علي احمدي با طرح بازنشستگي پيش از موعد معلمان شناخته مي شود و حاجي بابايي با 6-3-3 و تعطيلي پنجشنبه ها معروف شد. هر چند اين طرح ها و اتفاق ها همه در يك سطح قابل ارزيابي نيستند، اما با رفتن هر وزير، طرح محبوب او هم بايگاني شده و وزير بعدي كارها را از نقطه صفر شروع مي كند. اين روزها يكي از پرسش هاي ثابت معلمان و مديران، ادامه يا توقف طرح 6-3-3 و تعطيلي پنجشنبه هاي مدارس است. آنها بر اساس تجربه انتظار دارند وزير جديد اين طرح ها را متوقف كند. به عنوان قدم اول بهتر است از وزير بخواهيم كه چه كارهايي نكند. وزير جديد اگر بخواهد طرحي نو در افكند بايد قول بدهد كه حداقل اين سه كار را نكند: 1- قلع و قمع مديران و شخم زدن مديريت دستگاه. 2- تغييرات ساختاري از طريق حذف و ايجاد معاونت و ادارات جديد. 3- كارهاي پر سروصدا و سليقه اي.
منبع: روزنامه اعتماد، شماره 2733 به تاريخ 31/4/92، صفحه 7 (جامعه)