وظايف اخلاقي و سياسي حاكمان در قبال مردم
وظايف اخلاقي و سياسي حاكمان در قبال مردم
در منشور اخلاقي و سياسي حضرت علي (ع) همچنان كه مردم در قبال حاكمان وظايفي بر عهده دارند، حاكمان نيز بايد برخي از وظايف اخلاقي و سياسي را در قبال مردمي كه آنها را انتخاب كرده اند، انجام دهند:
1- مهرباني و مدارا با مردم
در منشور اخلاقي و سياسي حضرت علي (ع) مهرباني و مدارا با مردم در راس توصيه هاي آن حضرت به حاكمان قرار گرفته است و اين حكمت آموزنده حضرت اين مهم را گوشزد مي نمايد:
« راس السياسه استعمال الرفق؛ راس سياست، به كارگيري مدارا است.»
«اي مالك بايد كاري كني كه خوش بيني مردم را به خود جلب نمايي، زيرا كه حسن ظن مردم نسبت به تو رنج و سختي فراوان را از تو دور مي سازد.»
حضرت علي (ع) همچنين به مالك اشتر چنين دستور مي دهد:
« مهرباني بر رعيت را براي دل خود پوششي گردان و دوستي وزيدن با آنان را و مهرباني كردن با همگان. و مباش همچون جانوري شكاري كه خوردنشان را غنيمت شماري! چه رعيت دو دسته اند: دسته اي برادر ديني تواند و دسته ديگر در آفرينش با تو همانند. گناهي از ايشان سر مي زند، يا علتهايي بر آنان عارض مي شود، يا خواسته يا ناخواسته خطايي بر دستشان مي رود، به خطاشان منگر و از گناهشان درگذر...»
آن حضرت در نامه خود به محمد بي ابي بكر، والي مصر ، او را به مهرباني و مدارا با مردم، توصيه اي مي كند:
« برابر رعيت فروتن باش و آنان را با گشاده رويي و نرمخويي بپذير و با همگان يكسان رفتار كن، گاهي كه گوشه چشمي به آنان افكني يا خيره شان نگاه كني، يا يكي را به اشارت خواني، يا به يكي تحيتي رساني، تا بزرگان بر ناتوان طمع ستم نبندند و ناتوانان از عدالتت مايوس نگردند.»
چنان كه از توصيه هاي موليمان علي (ع) بر مي آيد بايد مسئولين و مديران جامعه اسلامي، مهرباني و مدارا با مردم را در سرلوحه كارهاي خود قرار دهند و تمرين بردباري كنند تا بتوانند به وظايف خود به نحو احسن عمل كنند.
2- برخورد صادقانه با مردم
در منشور اخلاقي و سياسي حضرت علي (ع)، حاكمان به برخورد صادقانه با مردم توصيه مي شوند:
« اي مالك ... اگر رعيت بر تو گمان ستم برد، عذر خود را آشكارا با آنان در ميان گذار و با اين كار آنان را از بدگماني برهان.»
برخورد صادقانه حاكم با مردم به اين معني است كه حاكم اسلامي مردم خود را محرم اسرار خود بداند و برخي از مسايل حكومتي را كه بايد مردم از آن آگاه باشند، با آنان در ميان بگذارد و از آنان مشورت بخواهد؛ برخورد صادقانه حاكم با مردم خود به اين معني است كه اگر حاكم خود را در اجراي مسئوليتش ناتوان مي بيند، بي درنگ استعفا دهد و از اعتماد مردم سوء استفاده ننمايد و وقتي مي بيند كه نمي تواند امانت داري كند، صادقانه و دلاورانه امانت را باز پس دهد.
3- فاصله نگرفتن از مردم
حضرت علي (ع) در عهدنامه خود به مالك اشتر مي فرمايد: « مبادا به طور طولاني خود را از ديد مردم پنهان كني كه رو نشان ندادن زمامداران حكايت از نامهرباني و تنگ نظري و نا آگاهي در كارها مي كند و اين رو نشان ندادن زمامداران باعث مي شود كه ايشان از آنچه بر مردم مي گذرد بي اطلاع بمانند. در نتيجه كار بزرگ نزدشان كم اهميت و كار كوچك برايشان بزرگ جلوه كند و همچنين خوبي به شكل بدي و بدي به صورت خوبي در آيد و حق به باطل آميخته گردد.»
چنان كه از كلام موليمان علي (ع) بر مي آيد، حاكم با فاصله گرفتن از مردم خود، درد واقعي و مشكل حقيقي آنان را تشخيص نمي دهد و حاكم از وضعيت واقعي جامعه و مردم ناآگاه مي شود و نمي تواند تصميم درست را اتخاذ نمايد و مردم جامعه خود را با مشكلات زيادي روبه رو مي كند.
حضرت علي (ع) در نامه اي به قثم بن عباس، والي مكه، در اين خصوص، چنين توصيه مي كند: « بامداد و شامگاه براي آنان مجلس ساز، آن را كه فتوا خواهد ده و نادان را بياموز و با دانا به گفتگو پرداز و جز زبانت پيام رسان مردمان نباشد و جز رويت دربان. و هيچ حاجتمند را از ديدار خود محروم مگردان، چه اگر در آغاز از درگاه تو رانده شود و در پايان حاجت او بر آورده شود، تو را نستايند.»
4- رعايت عدالت و دوستي مردم
در منشور اخلاقي و سياسي حضرت علي (ع) رعايت عدالت از جانب حاكمان در هه شؤون حكومتي نه تنها از وظايف اخلاقي حاكمان است؛ بلكه يكي از راههاي نفوذ در دل و جان مردم به شمار مي رود:
« كسي كه عدالت بورزد، حكمش نافذ مي شود.»
« عدالت بورز تا قدرت و حكومتت تداوم يابد.»
حضرت علي (ع) در عهدنامه خود به مالك اشتر در اين خصوص، چنين توصيه مي كند:
« بهترين چيزي كه زمامداران را شادمان مي سازد اجراي عدالت و برپايي آن در شهرها و آشكار ساختن دوستي مردم است و دوستي مردم آشكار نمي شود مگر موقعي كه دلهايشان از كينه و خشم خالي شود و دلسوز نمي مانند مگر وقتي كه زمامداران خويش را براي كارهاي خود نگاه دارند و ادامه حكومت آنان را سنگين نشمارند و نخواهند كه هر چه زودتر اين حكومت تمام شود. بنابراين آرزوهاي مردم را برآورده كن و آنها را به خوبي ياد كن و تلاش و همت اشخاصي كه مورد امتحان قرار گرفته اند و سختي هايي را متحمل شده اند، يادآوري نما، زيرا كه يادآوري كارهاي نيك نيكوكاران، انسان دلير را تهييج مي كند و به تلاش وادار مي نمايد.»
5- ساده زيستي و توجه خاص به طبقه محروم جامعه
يكي ديگر از وظايف حاكمان در قبال مردم، ساده زيستي و توجه خاص به طبقه محروم جامعه است؛ حضرت علي (ع) در نامه اي به والي بصره كه در مهماني اشراف شركت كرده بود و نيازمندان در آن مهماني جايي نداشتند، او را از اين كار برحذر داشته و به ساده زيستي دعوت مي كند. آن حضرت همچنين در عهدنامه خود به مالك اشتر چنين توصيه مي كند:
« به كارهاي افرادي از طبقه محروم كه به تو دسترسي ندارند رسيدگي كن، همانها كه ديده ها آنان را كوچك مي شمارد و مردان و اطرافيانت آنها را حقير و كوچك به حساب مي آورند. بنابراين براي بررسي اوضاع و احوال اين قشر از جامعه كسي را انتخاب كن كه متواضع و خدا ترس باشد تا چنين شخصي كارها و احتياجات ايشان را به تو گزارش كند ... همچنين به حال يتيمان و سالخوردگان توجه كن؛ همانهايي كه راه چاره اي در زندگي ندارند و اهل سئوال و تكدي نمي باشند … مقداري از وقت خود را به كساني كه نيازمندند و تظلمي دارند اختصاص بده كه خود را براي كار آنان فارغ ساخته باشي و در مجلسي عمومي بنشين و براي رضاي پروردگار تواضع را انتخاب كن و به سپاهيان و دربانان و نگهبانان خود سفارش كن كه مانع ورود آنها نشوند تا سخنگوي ايشان بدون لكنت زبان و ترس حرفش را بزند.