ترجمه    متن  و جواب تمرینات  عربي   سوم                 الدرس الاول     (  درس  اول )             القصر الزجاجي      ( قصر شيشه اي)

صفحه 4

صفحه 5


سليمان (ع)  لشگري قوي از انسان و پرنده و حيوان داشت . 

يافتم زني را كه در مملكت  سبأ  حكومت مي كند  و لشگري نيرومند  و بزرگ دارد  و مردم در آنجا خورشيد را پرستش مي كنند و براي غير خدا سجده مي كنند .


در روزي از روز ها


سليمان  براي پرس و جوي  لشگرش بيرون آمد ...  با دقت نگاه كرد و پرسيد :

ـ عجيب است آيا راست مي گويي؟ ـ بله  ..!  بله ..! سرورم ...


هدهد كجاست ؟!   پرندگان :  سرورما    !   براي انجام كاري رفت .

پس  سليمان (ع) نامه اي به پادشاه  سبا   نوشت . { آن از سليمان است و بانام خداوند بخشنده و مهربان }


سليمان (ع) بخاطر غيبت  هدهد عصباني شد !

در قصر  پادشاه        پادشاه:  اين نامه ترك دين مارا مي خواهد .


بعد از چند ساعت هدهد باز گشت . . .

وزيران : ما نيرومند هستيم  و  ترسي بر ما نيست .


ـ اي هدهد كجا بودي ؟!  اي سرورم چيز عجيبي  كشف كردم ...!

پادشاه : نه ... خير ...  من به سوي او مي روم .


ـ چه كشف كردي؟

{‍ براستي پادشاهان  وقتي به هر آبادي وارد شدند آنجارا به فساد كشيدند ...}


صفحه  6

صفحه 7


در قصر سليمان        سليمان : اي بزرگان ! از شما تخت پادشاه سبا را مي خواهم  قبل از رسيدنش !  سپس دستور داد به ساختن قصر شيشه اي روي آبهاي دريا .

 پس نگاهي به آسمان كرد و گفت :


پروردگارا براستي من به خودم ظلم كردم و همراه سليمان  ( در حضور سليمان ) تسليم شدم  ( در مقابل ) پروردگار جهانيان   .


پادشاه در قصر شيشه اي  


اي عجبا ...اين تخت من است اينجا آب است  اين درياست  من الان غرق مي شوم 

 


سليمان : نه ... خير ...  اين شيشه  است ، آب نيست .... !!

 


پادشاه : اين معجزه است ... !

 


جواب تمرینات    

الاول :  1-  نعم      2- ذهب إلی مملکة سبأ      3- طلب  عرش ملکة سبأ     4 - کانت قویة

السادس :

 1-  خورشید را می پرستند و برای غیر خدا سجده می کنند . 

 ( چون زمان فعلهای  جمله عربی و این جواب هر دو مضارع هستند در حالیکه  زمان فعلهای جواب دوم  ماضی است . )

2- من برای خداوند پروردگار جهانیان سجده  می کنم  .

 به دلایل 1-  أنا یعنی من نه ما  2 -  أسجد یعنی سجده می کنم  نه ،  می پرستیم  3- در جواب اول لله و رب معنی نشده است .

3- پس موسی به سوی قوم خود باز گشت . 1-   چون رجع  ماضی است  بازگشت هم ماضی ولی باز می گردد مضارع است .      2- قوم یعنی قوم ، گروه   نه مردم  ( مردم = ناس )

الثانی :  وجدتُ نسأل -  کتبوا   -  یعبدان  - تأمر تخرجن  - ترجعان

الثالث : أنتَ وجدتَ هما ینظران نحن  ظهرنا أنتما تطلبان هم یأکلون  هنّ یغسلن هو یغرس أنتم کسبتم أنتن ّ تأخذن

الرابع  : کشفتُ رجع ظلمتُ أمر- قال غضب  - نفسی

القرآنیة :     العرش الطیر یسجدون

 تصدق تصدق تحکم تحکم کشفتُ کشفتَ

الخامس : یکشف یعبد   اطلب  - یحکم یغضب یخاف أغرقُ- یعبدون