ای کاش می توانستم ویاوسیله ای بود تاقیافه انسان رابعدازمدرسه تغییرمی داد


  
امروز اول ابان بود ومن فیش حقوق را که تازه امروز در سایت زده اند را دیدم و غم بزرگی وجودم را گرفت که ای خدا ایا این انصاف است بعد از 25 سال تلاش صادقانه در یافتی من یک میلیون باشد و اجاره خانه ی من هم هشتصد هزار تومن وبرای باقی خرجهایم مجبور باشم با این سنم وبا این همه سابقه به مسافر کشی روی بیاورم کم کم دارم کم می اورم میدانم کسی برای این حرفها تره هم خرد نمی کند اما بسیار ناراحت وغمگین بودم واینها را نوشتم تا از درد بی درمانم کاسته شود ولی افسوس این درد کاسته شدنی نیست وروز به روز بیشتر میشود و اخرین امیدم با نزدیک شدن به بازنشستگی کم سوتر میشود واز همه ی کسانی که میخواهند زندگی کنند توصیه میکنم روی معلمی به عنوان یک شغل حساب نکنند وخود را گرفتار تعارض نسازند اگر من معلم نبودم از مسافر کشی ناراحت نمیشدم وقتی دانش اموزم ویا والدینش را می بینم فکر می کنم گناه می کنم که راننده هستم ولی وقتی فرزندانم چیزی را بخواهند نتوانم تهیه کنم بیشتر عذاب میکشم ای کاش میتوانستم ویا وسیله ای بود تا قیافه ی انسان را بعد از مدرسه تغییر میداد ومن راحت به کارم میرسیدم ویا وسیله ای بود که خستگیهایم را در عرض چند ثانیه کاهش میداد تا در مدرسه بعد از احساس خستگی دچار عذاب وجدان نشوم خدایا هر چه قدر بنویسم دردم کم نمیشود پس کافیست ونصیحت من را گوش کنید اگر می خواهید زندگی کنید معلم نشوید.
منبع:فرهنگیان نیوز
http://www.farhangiannews.ir