خاطراتی از نماز+نصایح آیت الله بهجت
كودكی كه در آتش نسوخت!
در زمان حضرت عیسى(علیهالسلام)، زنى صالح و عابد، زندگی می كرد. وی وقتی زمان نماز فرا مىرسید، هر كارى كه داشت رها و به نماز مشغول مىشد. روزى هنگام پختن نان، مؤذّن بانگ نماز فرا داد. زن نان پختن را رها كرد و به نماز مشغول شد؛ چون به نماز ایستاد، شیطان در وى وسوسه كرد كه: «تا تو از نماز فارغ شوى، نانها همه میسوزند.» زن به دل جواب داد: اگر همه نانها بسوزد بهتر است كه روز قیامت تنم به آتش دوزخ بسوزد. بار دیگر شیطان وسوسه كرد كه: پسرت در تنور افتاد و سوخت، زن در دل جواب داد: اگر خداى متعال قضا را بر این قرار داده كه من در حین نماز و پسرم به آتش دنیا بسوزد؛ من به قضاى خداى تعالى راضى هستم و از نماز فارغ نمىشوم كه خداوند خود، فرزندم را از آتش نگاه دارد. شوهر زن به خانه آمد، زن را در حال نماز دید، و نانها را در حالی كه نسوخته بودند در تنور دید. و فرزندش را دید كه در آتش بازى می كند و یك تار مویش نیز نسوخته است، و به قدرت خداوند، آتش بر وى بوستان گشته است. چون نماز زن تمام شد، شوهر دست وى گرفت و نزدیك تنور آورد و در تنور نگریست، فرزند را به سلامت دید و نانها را نیز نسوخته دید. مرد در عجب ماند و خدا را شكر كرد، و زن نیز سجده شكر كرد. مرد، به همراه فرزندش به نزد حضرت عیسى(علیهالسلام) رفت و جریان را به حضرت گفت. حضرت عیسى گفت: برو از زنت بپرس كه چه معاملهای با خدا كرده است و چه رازی با خدا دارد؟ چرا كه اگر مردی این كرامات را داشت به وی وحی میشد. شوهر نزد زن آمد و از راز این جریان پرسید. زن گفت: - كار آخرت را در مقابل كار دنیا جلو انداختم. - هرگز بدون طهارت نبودم. - چون وقت نماز میشد همه كارها را رها میكردم و مشغول نماز میشدم. - هر كس به من جفا میكرد و دشنام میداد، كینهای از وى به دل نمیگرفتم و به او پاسخی نمیدادم و به خدا واگذار میكردم. - به قضاى الهی راضى بودم. - فرمان خدا را تعظیم داشته و اطاعت میكردم. - بر مردم رحم داشتم . - نماز شب و نماز ظهر را ترك نكردم. حضرت عیسى(علیهالسلام) فرمود: اگر این زن مرد بود پیامبر میشد.(كنایه از این كه این اعمال، كارهای پیامبران است.) مسئله نسوختن طفل در تنور آتش، مسئلهاى است كه دو بار قرآن مجید بر آن شهادت داده است، یكى حضرت ابراهیم(علیهالسلام) در زمان نمرود و دیگر در مورد حضرت موسى(علیهالسلام) در دوران كودكى در عصر فرعون. مسلم است كه هر كس با تمام وجود تسلیم خداوند شود، خداوند هر مشكلى را برایش سهل و آسان و هر چیزى را به فرمان او در میآورد. چنانچه فرمودهاند: «اَلْعَبُودِیَّةُ جُوْهَرَةٌ كُنْهُهَ الرُّبُوبِیَّةُ؛ بندگى، حقیقتى است كه در ذات آن مالكیت بر هر چیز نهفته است.»
|
|
برای خدا ناز می كرد!
اصمعى نقل مىكند: در بصره بودم، نماز جمعه را خوانده و از شهر بیرون رفتم، مرد عربى را دیدم بر شترى نشسته و نیزهاى در دست دارد، چون مرا دید گفت: از كجا آمدهای و از كدام قبیلهاى؟ گفتم: از طایفه اصمع. گفت: تو همانى كه معروف به اصمعى هستى؟ گفتم: آرى. گفت: از كجا مىآیى؟ گفتم: از خانه خداى عزّوجل. گفت: اَو للهِِ بَیْتٌ فِى الاَْرْضِ؟ آیا در زمین، براى خداوند خانهاى هست؟ گفتم: آرى، خانه مقدس معظم، بیت اللهالحرام. گفت: آنجا چه مىكردى؟ گفتم: كلام خدا مىخواندم. گفت: اَو للهِِ كَلامٌ؟ آیا خدا كلامى دارد؟ گفتم: آرى، كلامى شیرین. گفت: چیزى از آن را برای من بخوان، سوره والذاریات را خواندم تا به این آیه رسیدم: «وَفِی السَّماءِ رِزْقُكُمْ وَ مَا تُوعَدُونَ(1)؛ و روزى شما و آنچه كه به شما وعده داده شده در عالم بالاست.» گفت: این كلام خدا و سخن او است؟ گفتم: آرى، سخن اوست كه به بندهاش محمد(صلى الله علیه و آله) نازل كرده است. پس از این حرفها گویى آتشى از غیب به وجود او انداختند، سوزى در وى پدید آمد، دردى شگفتآور از درونش سر زد، نیزه و شمشیر را به زمین انداخت، شتر را قربانى كرد و به تهیدستان داد، لباس ستم از تن خارج كرد و گفت: ترى یقبل من لم یخدمه فى شبابه . اصمعى! آیا كسى كه در جوانى به عبادت و طاعت نگذرانده، قبول درگاه میشود؟ گفتم: اگر نمىپذیرفتند چرا پیامبران را مبعوث به رسالت كردند؟ رسالت انبیا براى این است كه فرارى را باز گردانند و قهر كرده را آشتى دهند . گفت: اصمعى این درد زده را دارویى بده، و خسته معصیت را مرهمى بنه . دنباله آیات خوانده شده را شروع كردم: «فَوَ رَبِّ السَّماءِ وَالاَْرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِثْلَ مَا أَنَّكُمْ تَنطِقُونَ(2)؛ پس به خداى آسمان و زمین قسم كه وعده خدا حق است همانند سخنى كه با یكدیگر دارید .» چون آیه را قرائت كردم چند بار خود را به زمین زده و نعره كشید، و همچون والهاى سرگردان و حیران، رو به بیابان نهاد . دیگر او را ندیدم تا در طواف خانه خدا، كه دست به پرده كعبه داشت و مىگفت: من مثلى و أنت ربّى، من مثلى و أنت ربّى؟ مانند من كیست كه تو خداى منى، مانند من كیست كه تو پروردگار منى؟ به او گفتم: با این كلام و حالى كه دارى مردم را از طواف باز داشتهاى. گفت: اى اصمعى! خانه خانه او و بنده بنده او، بگذار تا براى او نازى كنم، سپس دو خط شعر خواند كه مضمونش این است: اى شب بیداران ! چه نیكو هستید، پدرم فداى شما باد چه زیبا هستید، درِ خانه آقاى خود را بزنید، به یقین در به روى شما باز مىشود . سپس در میان جمعیت پنهان شد، جستجو كردم اما او را نیافتم، حیرت زده و مدهوش ماندم، طاقتم از دست رفت، برایم جز گریه و ناله چیزی نماند.(3)
پینوشتها: 1- ذاریات : 22 . 2- ذاریات : 23 . 3- تفسیر كشف الاسرار : 9 / 319 . برگرفته از كتاب عبرت آموز، حجة الاسلام حسین انصاریان. تنظیم گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی . |
|
عمر عموم ما كم است!
آیة الله مجتهدی(ره) از قول مرحوم آیة الله شیخ جعفر شوشتری میفرمود: مرحوم آیة الله شیخ جعفر شوشتری(ره) نشسته بودند، الاغی آمد. بارش را
خالی كردند. الاغ به شیخ نگاه كرد و گوشهایش را تكان داد. شیخ ابتدا گریه
شدیدی كردند، سپس فرمودند: گویا این الاغ با زبان حال به من گفت: من بارم
را به مقصد رساندم، آیا تو هم بارت را به مقصد رساندهای؟! شخصی وارد روستایی شد، دید همه قبرها جلوی درِ خانههاست و سن مردهها كم است؛ یكی شش ماه، یكی یك سال، یكی سه سال، یكی ده روز. از شخصی پرسید: جریان چیست؟ در جواب گفت: ما اینجا مردهها را جلوی خانه دفن میكنیم كه هر روز وقتی از خانه بیرون میآییم، به یاد مرگ و آخرت بیافتیم و از خدا بترسیم و در روز، حواسمان جمع باشد و كارهایمان را میزان كنیم و این كه میبینی عمرها كم است، علتش این است كه ما عمر را از روزی حساب میكنیم كه شخص بیدار شود و خودش را بشناسد (و دست از گناه و معصیت بكشد). اگر این طور باشد، عقیده من این است كه ما غالباً سقط جنین شدهایم و اصلا عمری نداریم. دعا كنید بیدار شویم و بفهمیم و بمیریم، و بفهمیم از كجا آمدهایم و در كجا هستیم و به كجا خواهیم رفت. حضرت علی (علیهالسلام) فرمودند: «رَحِمَ اللهُ اِمْرَاً عَلِمَ مِن أینَ وَ فی أینَ وَ إلی أینَ.» گاهی وضو بگیر و رو به قبله بنشین و تسبیح را بردار و صد بار بگو: «من كی هستم.» حضرت امیرمؤمنان علی(علیهالسلام) فرمودند: تعجب میكنم از كسی كه به دنبال گمشده خویش میگردد، ولی به دنبال خودش نمیگردد.
تهیه شده تبیان، هدهدی |
|
فریاد از روزی كه حسرت میخوریم!
یكی از نامهای قیامت، یوم الحسرة است به این معنا كه انسانها در روز قیامت حسرت میخورند كه چرا آن كار را كردم؟ چرا این كار را نكردم؟ ای كاش آن كار را انجام نمیدادم، ای كاش این كار را انجام میدادم. و خلاصه این كه دائم با خود كلنجار میرود و اعمالش را بررسی میكند و انگشت حسرت به دهان میگیرد . وقتی میبیند كه ارزش نماز اول وقت چقدر است افسوس میخورد كه چرا بی جهت نمازهایش را اول وقت نخوانده است؟ وقتی متوجه ارزش روزههای مستحبی میشود حسرت میخورد كه چرا روزهای كوتاه زمستان را كه میتوانسته روزه بگیرد را بی دلیل از دست داده است؟ هنگامی كه متوجه ارزش احترام به پدر و مادر میشود؛ غصه میخورد كه چقدر راحت از این راه میتوانسته توشه جمع كند و نكرده است. آنگاه كه به پرونده اعمالش مینگرد كه چه گناههایی با زبانش مرتكب
شده، افسوس میخورد كه چرا در دنیا بر زبانش لگام نزده و آن را رها كرده
تا هر چقدر میخواهد دروغ بگوید، تهمت بزند، غیبت كند و آبروی مردم را ببرد
و ... وقتی ارزش مال حلال را مینگرد حسرت میخورد كه چرا در دنیا تمام همّ و غمش این بوده كه فقط مال و ثروت جمع كند و به فكر حلال بودن آن نبوده است. در قرآن آمده كه ظالم انگشت حسرت به دندان میگزد و میگوید: "وَ یَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى یَدَیْهِ یَقُولُ یَا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلًا(1)؛ روزی كه ظالم دستان خود را به دندان گزد و گوید: ای كاش راهی را كه رسول در پیش گرفته بود، در پیش گرفته بودم." "یَا وَیْلَتَى لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِیلًا (2)؛ اى واى، كاش فلانى را دوست [خود] نگرفته بودم." "لَقَدْ أَضَلَّنِی عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءنِی وَ كَانَ الشَّیْطَانُ لِلْإِنسَانِ خَذُولًا (3)؛ او [بود كه] مرا به گمراهى كشانید پس از آن كه قرآن به من رسیده بود. و شیطان همواره فروگذارنده انسان است." و خلاصه این كه برای جمیع اعمالش حسرت میخورد. اما افسوس و صد افسوس كه در آن روز، حسرت خوردن سودی ندارد و باید پاسخ اعمالش را بدهد و به خاطر اعمال ناپسند و گناهانش دچار غضب و عذاب الهی میشود. در آیهای دیگر از قرآن كریم آمده است: "اَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطتُ فِى جَنبِ الله"؛
آنگاه كه، هر نفسى كه به خود آید و فریاد واحسرتا! برآرد و گوید: واى بر
من! كه امر خدا را فرو گذاشتم و فرمانهای خدا را انجام ندادم و در حق خود
ظلم و تفریط كردم. (4)
یا ابا الفتح ! در طلب دنیا و كسب جاه، و آمد و رفت به درگاه پادشاهان، زندگى خویش را تباه كردى . آنگاه گفت: از صاحبان دانش، در شگفتم كه چگونه غافل ماندند؟ و جامه حرص، به مهلكها كشاندند. چنان پیرامون ستمگران مىگردند، كه گویى به هنگام مناسك، پیرامون خانه خدا در گردشند و پیوسته این آیه را تكرار مىكرد، تا جان داد.
خاضعانه از درگاه خدای مهربان میخواهیم كه توفیق دهد در این دنیا نَفْسمان بیدار شود و قبل از این كه در قیامت به حسابمان رسیدگی شود، اعمال خود را محاسبه نماییم تا از حسرتخورندگان قیامت نباشیم .
پینوشتها: 1- فرقان/ 27. 2- فرقان/ 28. 3- فرقان/ 29. 4- سوره زمر/ 56 . 5- برگرفته از كشكول شیخ بهایی، دفتر اول . |
|
ميخواي گناه نكني؟
نقش محاسبه در ياد معاد انسان در يك نگرش، داراي سه بُعد است: بُعد اعتقادات و باورها، بعد اوصاف و اخلاق، و بُعد اعمال و كردار، مطلبي را معتقد ميشود، به خُلْقي متخلق ميگردد و عملي را انجام ميدهد. بنابراين، اگر انسان معتقد باشد هر آنچه از او صادر ميگردد زنده و همراه اوست و او در برابرش مسؤول است، و اگر بر اين باور باشد كه روزي به همه اعمال، اخلاق و عقايد او رسيدگي ميشود، قهراً چنين انساني خود را هر آن در برابر محكمه عدل الهي حاضر ميبيند و آگاه است كه خداوند مراقب اوست و از او حسابرسي خواهد كرد. مراقبْ، كسي است كه رقبه و گردن ميكشد و ناظر بر كار ديگري است؛ چنانكه در جلسه آزمون مراقبان گردن ميكشند و تمام رخدادهاي آزمونشونده را زير نظر ميگيرند. به انسان دستور دادهاند مراقب شؤون ظاهر و باطن خود باشد؛ يعني نفس خود را زير نظر بگيريد و از آن حسابرسي داشته باشد. در اين صورت اگر خلافها بيش از صوابها باشد بايد نقصان را جبران كرد و اگر صوابها بيشتر باشد بايد شكرگزاري كرد. مهمترين عامل بازدارندهي بشر از معاصي خدا همان ايمان به مسؤوليت در قيامت است؛ يعني ايمان به محكمه عدل و داد و ياد آن صحنه هولناك كيفر الهي. وقتي ياد قيامت از جان انسان رخت بربست وي گرفتار هلاكت ميشود و در عذاب دردناك گرفتار خواهد آمد: "لهم عذاب شديد بما نسوا يومَ الحساب"؛ چون روز حساب را فراموش كردند به عذا ب سخت معذب خواهند شد.
وقتي ياد قيامت از جان انسان رخت بربست وي گرفتار هلاكت ميشود و در
عذاب دردناك گرفتار خواهد آمد: "لهم عذاب شديد بما نسوا يومَ الحساب"(2)؛
چون روز حساب را فراموش كردند به عذا ب سخت معذب خواهند شد. مولي الموحدين علي (عليهالسلام) ميفرمايد: "ذهَب المُتذكِّرون و بقى النّاسون أو المُتناسون"(3)؛ از اصحاب خاص رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) آنان كه به ياد معاد بودند رخت بربستند و گروهي ماندهاند كه يا قيامت از يادشان رفته، يا قيامت را از ياد خود بردهاند. گروهي كه معرفتشان اندك است ميپندارند تحقق وعده قيامت بسيار دور است، اما آنان كه مظهر صفات خدايند و از غيب آگاهند آن را نزديك ميبينند: "إنّهم يرونهُ بعيداً . و نراه قريباً."(4) اولياي الهي هماكنون از عذاب جهنم هراس دارند و هراس كنوني سبب ميشود كه در قيامت شعله آتش را نبينند و صداي زفير و شهيق جهنم را نشنوند: "لا يسمعون حسيسها و هم في ما اشتهتْ أنفسهم خالدون. لايحزنهم الفزَعُ الأكبر و تتلقّيهم الملائكة هذا يومكم الّذي كنتم توعَدون"(5)؛ آنان هرگز صداي جهنّم را نشنوند و هيچگاه فزع اكبر و هنگامه بزرگ قيامت محزونشان نخواهد ساخت. امير مؤمنان علي (عليهالسلام) در اين زمينه ميفرمايد: "اكرمَ أسماعَهم أن تسمع حسيس نارٍ أبداً"(6)؛ خداي سبحان گوش آنان را گرامي داشت كه صداي جهنم را بشنوند. از اينرو هرگز صداي دوزخ هر چند مرحله ضعيف آن را هم نميشنوند.
پينوشتها: 1- سوره طه، آيه 16. 2- سوره ص، آيه 26. 3- نهج البلاغه، خطبه 176. 4- سوره معارج، آيات 6 ـ 7. 5- سوره انبياء، آيات 102 ـ 103. 6- نهج البلاغه، خطبه 183.
منبع: معاد در قرآن، آيةالله جوادي آملي،بخش يكم، ص 34 . |
|
یاد معاد بهترین جایزه پیامبران
یاد قیامت یكی از عوامل مؤثر در وارستگی انسان است؛ كسی كه معاد را فراموش نكند پارسا خواهد بود؛ زیرا همه اعمال و رفتارش را تحت مراقبت ویژه قرار میدهد و سعی و تلاش همه جانبه دارد تا آنها را بر خشنودی خداوند استوار ساخته، در مدار شهوات، آرزوهای باطل و هوسهای شیطانی نگردد. خدای سبحان به بنده پارسا و پیامبر برگزیده خویش داوود(علیهالسلام) فرمان میدهد تا بر اساس حق و عدم پیروی از هوس داوری كند؛ زیرا هوسپرستی زمینه گمراهی است: "یا داوُد إنّا جعلناك خلیفةً فی الأرض فاحكم بینالنّاس بالحقّ ولا تتّبع الهوی فیضلّك عن سبیل الله إنّ الّذین یَضلّون عن سبیلالله لهم عذاب شدید بما نسوا یوم الحساب"(1)؛ ای داوود ما تو را در روی زمین مقام خلافت دادیم تا میان خلق خدا به حق حكم كنی و هرگز از هوای نفس پیروی نكنی،كه تو را از راه خدا گمراه میسازد و آنان كه از راه خدا گمراه میشوند چون روز حساب و قیامت را فراموش كردهاند به عذاب سخت معذّب خواهند شد. سرانجام گمراهی، عذاب دردناك و سبب آن، فراموشی روز حساب است. امیرالمؤمنین (علیهالسلام) به این نكته زیبا توجّه داده و فرموده است:
هراسناكترین چیزی كه میترسم دامنگیر شما گردد دو چیز است: پیروی از هوای
نفس و آرزوی دراز؛ اما زیان پیروی از هوای نفس آن است كه راه حق و حقیقت را
میبندد و اما زیان آرزوی طولانی آن است كه سبب فراموشی آخرت خواهد شد:
"إنّ أخوف ما أخاف علیكم إثنان: إتّباع الهوی و طول الأمل؛ فأمّا إتّباع
الهوی فیصدّعن الحقّ و أمّا طول الأمل فیُنسى الآخرِة."(2) پس انسان اگر از
قید و بند هوا بگریزد، قهراً برنامههای اخروی را با كمك عقل تنظیم
میكند. خداوند سبحان به پیامبران و بندگان برجسته و خاص خود، نعمتی ویژه عطا فرموده و آن یاد قیامت است: "إنّا أخلصناهم بخالصةٍ ذكرَی الدّار. و إنّهم عندنا لمن المصطفیْن الأخیار"(3)؛ ما آنان را برای یاد سرای آخرت خالص و پاكدل گردانیدیم، یا آن كه ما آنان را از عِباد مُخْلَص قرار دادیم؛ چون دارای وصف خالِص و ویژهاند و آن، یاد معاد است و آنان نزد ما از برگزیدگان خوبان بودند. خداوند سبحان به پیامبران و بندگان برجسته و خاص خود، نعمتی ویژه عطا فرموده و آن یاد قیامت است: "إنّا أخلصناهم بخالصةٍ ذكرَی الدّار. و إنّهم عندنا لمن المصطفیْن الأخیار"؛ ما آنان را برای یاد سرای آخرت خالص و پاكدل گردانیدیم، یا آن كه ما آنان را از عِباد مُخْلَص قرار دادیم؛ چون دارای وصف خالِص و ویژهاند و آن، یاد معاد است و آنان نزد ما از برگزیدگان خوبان بودند. از این رو پیامبران بسیار آرزوی شتافتن به سرای آخرت داشته، از آن استقبال میكردند؛ بر خلاف كافران و گمراهان كه شدیداً از آن هراسناك بودند. بر این اساس، قرآن چنین میفرماید: "قل إن كانت لكم الدّار الاخرة عندالله خالصةً من دون النّاس فتمنّوُا الموت إن كنتم صادقین. و لن یتمنّوه أبداً بما قدّمت أیدیهم و الله علیم بالظّالمین. و لتجدنّهم أحرص النّاسِ علی حیوة و من الّذین أشركوا یودّ أحدهم لو یعمّر ألفَ سنة و ما هو بمُزحزحه من العذاب أن یعمّر و الله بصیر بما یعملون"(4)؛ بگو ای پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) اگر سرای آخرت را خداوند ویژه شما ساخته، نه سایر مردم، باید مشتاق و آرزومند مرگ باشید، اگر در این ادعا راست میگویید، و هرگز آرزوی مرگ نكند. زیرا بر اثر كردار بد، عذاب سخت آخرت برای خود مهیا كردهاند و خدا به همه ستمكاران داناست و همه شما مخاطبان قرآنی مییابید كه آنان (یهود) به زندگی مادی از همه مردم، حریصتر اند. برخی از مشركان آرزوی هزار سال عمر میكنند و اگر هم آرزویشان به حصول پیوندد عمر هزار سال نیز آنان را از عذاب خدا نرهاند و خدا از كردار ناپسند آنان آگاه است.
پینوشتها: 1- سوره ص، آیه 26. 2- نهج البلاغه، خطبه 42. 3- سوره ص، آیات 46 ـ 47. 4- سوره بقره، آیات 94 ـ 96.
منبع: معاد در قرآن، آیةالله جوادی آملی،بخش یكم، ص 22 . |
|
فشار قبر و راههای خلاصی از آن
چه گناهانی باعث فشار قبر میشوند؟ و برای دوری از آن چه باید كرد؟ انسانتا به امروزَش عوالم مختلفی را پشت سر نهاده و عالمهای دیگری را در پیشرو دارد، انسان با مرگ از عالم دنیا به جهان آخرت منتقل میشود كه آخرت هم ابتدایش "عالم برزخ" و انتهایش كه بعد از برپایی قیامت كبری است بهشت یا دوزخ میباشد. یكی از ویژگیهای عالم برزخ "فشار قبر" میباشد. فشار قبر نسبت به افراد متفاوت است بعضی از افراد فشار قبر ندارند و آنها كه دارند فشارشان از نظر شدت و ضعف یكسان نیست و بستگی به اعمال آنها دارد.
عواملی كه موجب فشار قبر میشود 1ـ بداخلاقی. 2ـ سخنچینی، 3- مراعات نكردن طهارت و نجاست و پرهیز نكردن از بول.(3) 4- یاری نكردن مظلوم. در كتاب ثواب الاعمال آمده است كه یكی از علمای بنیاسرائیل از دنیا رفت و فشار قبر بر او وارد شد چرا كه او یك بار نماز را (عمداً) بیوضو خوانده بود و از كنار مظلومی گذشته بود و او را یاری نكرده بود(4). 5- ضایع نمودن نعمتهای الهی: حضرت پیامبر اكرم (ص) فرمودند: «فشار قبر برای مؤمن كفاره تباه نمودن نعمتها از ناحیهی اوست». (5) 1ـ نماز شب و كامل نمودن ركوع: امام رضا (ع )فرمود: «كسی كه نماز شب بخواند و در قنوت نماز «وتر» هفتادبار استغفار كند از عذاب قبر پناه داده میشود.» و امام باقرعلیه السلام فرمود: «هر كس ركوع نمازش را كامل انجام دهد وحشت قبر به او نمیرسد».(7) 2ـ صدقه و نماز مخصوص. (8) 3ـ نماز وحشت، این نماز بسیاری از مردگان را از عذاب قبر و فشار قبر نجات داده است كه حكایات عجیبی در داستانهای شگفت شهید دستغیب در این باره موجود است كه میتوان به آن مراجعه نمود. (9) 4ـ حج نمودن، دو روایت است كه هر كس چهار مرتبه حج به جا آورد عذاب قبر از او برداشته میشود. (10) 5ـ خواندن بعضی از سورههای قرآن: علی(ع) میفرماید: «هر كس در هر جمعه سوره نسا را تلاوت كند از فشار قبر امان مییابد». (11) سورههای زخرف، یاسین، تكاثر و تبارك، نیز در این مورد سفارش شدهاند. 6- این كه مرگ انسان در روز جمعه باشد. 7- ریختن آب روی قبر. و... . ________________________________________ 1- میزان الحكمه 10 جلدی، ج 3، ص 178. 2- بحارالانوار، ج 78، ص 259. 3- همان، ج 75، ص 265. 4- ثواب الاعمال، ص 111. 5- بحارالانوار، ج 6، ص 221. 6- با استفاده از كتاب «عالم برزخ در چند قدمی ما» محمد محمدی اشتهاردی، انتشارات نبوی. 7- همان، ج 85، ص 107. 8- بحارالانوار، ج 91، ص 219. 9- حاشیة مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی. 10- من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 217، روایت 2209، باب 2. 11- وسایل الشیعه، ج 7، باب 54، ص 409، روایت 9714 |
|
موانع ياد معاد
اموري كه سبب ميشوند انسان از آخرت غفلت ورزد گذشته از شبهات اعتقادي و پندارهاي باطل فكري عبارت است از: 1ـ رفاهطلبي و اسراف و إتراف. 2ـ دل بستن به خوشي و خوشگذرانيهاي زودگذر، سرگرميها، عيش و نوش و هوسراني. 3ـ ثروت اندوزيهاي بي حدّ و مرز . 4ـ دشواري راه و خستگي انسان و ... . به طور كلّي ميتوان گفت هم سختي، و هم خوشي سرگرم كننده، دنياطلبي و ثروت اندوزيهاي بيحدّ و مرز، گمراه كننده و بازدارنده از ياد قيامت است. يكي از نمونههاي بارز دنياطلبي و غرور، جريان قارون است. خداوند ميفرمايد: قارون يكي از ثروتمندان قوم موسي (عليهالسلام) بود. ما امكانات و ثروت كلان به او داديم (و بدين وسيله او را آزموديم). به او گفته شد: به مال و ثروت خود مغرور مباش كه خدا هرگز مردم پرغرور و نشاط را دوست نميدارد؛ "و ابتغ فيما اتيك الله الدّار الاخرة و لا تنسَ نصيبك من الدنيا"(1)؛ و بكوش با آنچه خدا به تو عطا فرموده ثواب و سعادت دار آخرت را تحصيل كني (به ياد قيامت باش)، ليكن بهرهات از دنيا را هم فراموش مكن . اما قارون فقط به زينت و تجمّل دنيوي توجه داشت. دنياجويان نيز آرزوي
مال و ثروت همانند او را داشتند. اما غفلت از ياد قيامت سبب خسف او شد:
"فخسفنا به و بداره الأرض فما كان له مِن فِئةٍ ينصرونه من دون الله و ما
كان من المنتصرين"(2)؛ پس از اندك زماني او را با خانهاش به زمين فرو
برديم و هيچ كس جز خدا نتوانست او را ياري كند و خود او نيز هيچگونه كمك
دريافت نكرد. قرآن در مقام نتيجهگيري ميفرمايد: "تلك الدّار الاخرة نجعلها للّذين لا يريدون عُلوّاً في الأرض و لا فساداً و العاقبة للمتّقين"(3)؛ ما خانه آخرت را براي آنان كه در زمين اراده علوّ، فساد و سركشي ندارند مخصوص ميگردانيم. سراي زنده و جاويد ويژه كساني است كه فخرفروش، مستكبر، تجمّلپرست، دنيازده، خوشگذران و عيّاش نباشند. قارون با كردار خود سبب شد تا عدّهاي مقام و دارايي او را آرزو كنند و همچون او سرگرم زينت و زيور گردند. يكي از اشتباهات بزرگ بشر اين است كه بر اثر انكار معاد و نفي روز حساب، ميانگارد تبهكاران و شايستگان يكسانند: "أم حسب الّذين اجترحوا السّيّئات أن نجعلهم كالّذين امنوا و عملوا الصّالحات سواء محياهم و مماتهم ساء ما يَحكمون"(4)؛ آيا آنان كه مرتكب اعمال زشت و تبهكاري شدند گمان كردند آنان را مانند كساني كه به خدا ايمان آورده و نيكوكار شدند يكسان قرار ميدهيم تا در مرگ و زندگي هم يكسان باشند؟ هرگز چنين نيست و داوري باطل و جاهلانه است. سرّ اين يكسانانگاري آن است كه اگر حيات بعد از مرگ يعني معاد نباشد و
همگان با مردن از بين بروند و معدوم گردند، يكسان خواهند بود؛ زيرا اشيا يا
اشخاص معدوم، هيچ امتيازي با هم ندارند و پرهيزكار و تبهكار، مساوي هم
خواهند بود. اين دسته يعني منكران معاد پيرو خواستههاي نفساني بوده و در واقع پروردگارشان هواست: "أفرءيت من اتّخذ إلهه هواه"(5)؛ اي رسول ما مينگري آن را كه هواي نفسش را خداي خود قرار داده است؟ منطق اين گروه چنين است: "و قالوا ما هي إلّا حياتنا الدّنيا نموت و نحيا و ما يهلكنا إلّا الدّهر و ما لهم بذلك مِن علم إنْ هم إلّا يظنّون"(6)؛ گفتند: زندگي ما جز همين دنيا و حيات طبيعت نيست و كسي ما را نميميراند و حشر و نشر و قيامتي نخواهد بود. اين سخن را نه از روي علم و دليل، بلكه از روي وهم و خيال ميگويند. منطق ماديين زمان ما نيز همين است؛ چون نديدند مردهاي زنده شود، ميپندارند معاد و قيامت وجود ندارد. دليل آنان اين است كه اگر معادي وجود دارد نياكان ما را زنده كنيد: "ما كان حجّتهم إلّا أن قالوا ائتوا بآبائنا إن كنتم صادقين."(7) خداي سبحان در پاسخ آنها ميفرمايد: "قل الله يُحييكم ثمّ يُميتكم ثمّ
يجمعكم إلي يوم القيامة لا ريب فيه ولكنّ أكثر النّاس لا يعلمون"(8)؛
نگوييد روزگار و طبيعت ما را از بين ميبرد؛ زيرا نظام آفرينش محكم و متقن و
بر پايه علم و حكمت استوار است. مبدأ اين عالم وجود مقدّس الله است كه به
شما حيات ميدهد و شما را از اين عالم به سراي ديگر منتقل ميكند. در حق
بودن آن روز ترديدي وجود ندارد و امري ضروري و حتمي است، ولي منكران معاد
از روي جهل آن را انكار ميكنند: "و لله ملك السّموات و الأرض و يوم تقوم
السّاعة يومئذٍ يخسر المُبطلون"(9)؛ فرمانروايي آسمان و زمين از آنِ خداي
سبحان است. او ميتواند آنها را به نظام ديگر تبديل و به حساب همگان رسيدگي
كند. روزي كه قيامت قيام كند بر آنان كه عمري را به بطالت و بيهودگي گذراندهاند معلوم خواهد شد كه خسارتزده و سرمايه باختهاند. آري در آن روز هر گروهي را به كتاب كردارش فرا ميخوانند: "و تري كلّ أمّة جاثية كلّ أمّة تدعي إلي كتابها اليوم تُجزون ما كنتم تعملون"(10)؛ هر فرقهاي به سوي كتاب و نامه عمل خود خوانده خواهد شد و ندا داده ميشود كه امروز همه به پاداش اعمال خود ميرسيد. بنابراين، به ياد معاد بودن هم وظيفه فرد است و هم وظيفه جامعه و گروه؛ انسان هم در برابر وظايف فردي مسؤول است و هم در برابر وظايف جمعي، و سعادت او جز با رعايت همه مسؤوليتها به دست نخواهد آمد.
پينوشتها: 1- سوره قصص، آيه 77 . 2- همان، آيه 81 . 3- همان، آيه 83 . 4- سوره جاثيه، آيه 21. 5- همان، آيه 23. 6- همان، آيه 24. 7- همان، آيه 25. 8- همان، آيه 26. 9- همان، آيه 27. 10- همان، آيه 28 .
منبع: معاد در قرآن، آيةالله جوادي آملي، بخش يكم، ص 31 . |
|
ترك گناه؛ كلید سعادت دنیا و آخرت
نصیحتهای آیة الله بهجت - «من عمل بما علم ورثه الله علم ما لم یعلم»؛ «[من عمل بما علم] كفی ما لم یعلم»؛ (والذین جاهدوا فینا، لنهدینهم سبلنا). آنچه میدانید، عمل كنید؛ و در آنچه نمیدانید؛ احتیاط كنید تا روشن شود؛ و اگر روشن شد، بدانید كه بعض معلومات را زیر پا گذاشتهاید؛ طلب موعظه از غیر عامل(كسی كه به دانسته هایش عمل نمیكند) ، محل اعتراض است؛ و قطعاً مواعظی را شنیدهاید و میدانید، عمل نكردید، وگرنه روشن بودید. - همه میدانند كه «رساله عملیه» را باید بگیرند و بخوانند و بفهمند، و تطبیق عمل بر آن نمایند، و حلال و حرام را با آن تشخیص بدهند؛ و همچنین مدارك شرعیه [را] اگر اهل استنباط باشند؛ پس نمیتوانند بگویند: «ما نمیدانیم چه بكنیم و چه نكنیم.» - از واضحات است كه خواندن قرآن در هر روز، و ادعیه مناسب اوقات و امكنه، در تعقیبات و غیر آنها؛ و كثرت تردد در مساجد و مشاهد مشرفه؛ و زیارت علما و صلحاء و همنشینی با آنها، از مرضیات خدا و رسول(صلی الله علیه و آله) است و باید روز به روز، مراقب زیادتی بصیرت و انس به عبادت و تلاوت و زیارت باشد. و بر عكس، كثرت مجالست با اهل غفلت، مزید قساوت و تاریكی قلب و (دوری) از عبادت و زیارات است؛ از این جهت است كه احوال حسنه حاصله از عبادات و زیارات و تلاوتها، به سبب مجالست با ضعفا در ایمان، به سوء حال و نقصان، مبدل میشوند؛ پس، مجالست با (فرد) ضعیف الایمان - در غیر اضطرار و برای غیر هدایت آنها - سبب میشود كه ملكات حسنه خود را از دست بدهد، بلكه اخلاق فاسده آنها را یاد بگیرد: «جالسوا من یذكركم الله رؤیته، و یزید فی علمكم منطقه، و یرغبكم فی الاخرة عمله.» - از واضحات است كه ترك معصیت در اعتقاد و عمل، بی نیاز میكند از غیر آن؛ یعنی غیر، محتاج است به آن، و او محتاج غیر نیست، بلكه مولد حسنات و دافع سیئات است: «و ما خلقتُ الجن و الانس إلا لیعبدون.» بعضی گمان میكنند كه ما از ترك معصیت عبور كردهایم!! غافلند از این كه معصیت، اختصاص به كبائر (گناهان بزرگ) معروفه ندارد، بلكه اصرار بر صغائر(گناهان كوچك) هم، كبیره است؛ مثلاً نگاه تند به مطیع، برای تخویف(ترساندن)، إیذاءِ(موجب اذیت) مجرم است؛ [و] تبسم به عاصی(گناهكار)، برای تشویق، اعانت(كمك) بر معصیت است. محاسن اخلاق شرعیه و مفاسد اخلاق شرعیه، در كتب و رسائل عملیه، متبین شدهاند. دوری از علما و صلحا، سبب میشود كه سارقین دین، فرصت را غنیمت بشمارند و ایمان و اهلش را بخرند به ثمنهای(قیمت) غیر مبارك، همه اینها مجرب و دیده شده است. از خدا میخواهیم كه عیدی ما را در اعیاد شریفه اسلام و ایمان، موفقیت به «عزم راسخ ثابت دائم بر ترك معصیت» قرار بدهد كه مفتاح سعادت دنیویه و اخرویه است، تا این كه ملكه بشود ترك معصیت؛ و معصیت برای صاحب ملكه، به منزله زهر خوردن برای تشنه است، یا میته(گوشت مرده) خوردن برای گرسنه است. البته اگر این راه تا آخر، مشكل بود و به سهولت و رغبت، منتهی نمیشد، مورد تكلیف و ترغیب و تشویق از خالق قادر مهربان نمیشد. «و ما توفیقی إلا بالله، علیه توكلت، و إلیه انیب». و الحمدلله أولاً و آخراً، و الصلاة علی محمد و آله الطاهرین و اللعن الدائم علی أعدائهم أجمعین » 17 ربیع المولود 1419
منبع: سایت آیة الله بهجت . |
|
نصیحت آیت الله بهجت
آیا به آنچه میدانی عمل كردهای؟ من و شما و خیلیها، تا بزرگی را میبینیم - نمیدانم، شاید از روی عادت باشد، یا شاید ...!؟- فوراً جلو میرویم و میگوییم : " آقا یك نصیحتی به ما بفرمایید". همین مسأله، موضوع فرمایش حضرت آیت الله محمد تقی بهجت است كه خود، اندرزی بسیار ارزنده و نصیحتی پربار است. به امید آنكه لااقل بر این پند گوش فرا دهیم و به هوش آییم.
بسم الله الرحمن الرحیم ... آقایانی كه طالب مواعظ هستند، از ایشان سوال میشود: آیا به مواعظی كه تا حال شنیدهاید عمل كردهاید یا نه؟ آیا میدانید كه هر كس به معلومات خود عمل كرد، خداوند مجهولات او را معلوم میفرماید؟ آیا اگر به معلومات [و آنچه میداند] عمل ننماید، توقع زیاد شدن معلومات شایسته هست؟ آیا باید دعوت به حقّ از طریق لسان باشد؟ آیا [معصومین] نفرمودهاند "با اعمال خودتان دعوت به حق بنمایید" ؟ آیا جواب این سوالها از قرآن كریم "وَ الّذینَ جَاهَدوا فِینَا لَنَهدِیَنَّهُم سُبُلَنا" آنان كه در راه ما تلاش كنند به راههای خویش هدایتشان میكنیم. (1) و از كلام معصوم علهیم السلام: «مَن عَملَ بِما عَلِمَ وَرَثَهُ اللهُ عِلمَ مَا لََم یَعلَم» هركس بدانچه میداند عمل كند خدا علم آنچه كه نمیداند را روزیش میكند (2) و «مَن عَملَ بِما عَلِمَ، كَفَی مَا لَم یَعلَم» هر كس به آنچه میداند عمل كند، همین از آنچه نمی داند كفایتش میكند. [روشن نمیشود؟] خداوند توفیق مرحمت فرماید كه آنچه را میدانیم زیر پا نگذاریم، و در آنچه نمیدانیم توقّف و احتیاط نماییم تا [در آینده برایمان] معلوم شود. از آنهایی نباشیم كه گفتهاند: پی مصلحت مجلس آراستند نشستند و گفتند و برخاستند
وَ مَا تَوفیقی اِلَّا بِاللهِ، [علیه] تَوَكّلتُ وَ اِلَیهِ اُنِیب، و السّلام علیكم و رحمةالله و بركاته.
مشهد مقدس یكشنبه 21/5/1375هـ ش مطابق با ربیعالاول 1417هـ ق
|










